افسردگی

مارس 2, 2008 by علي باقري

دکتر کريشنا پراساد(ترجمه)

( اين ترجمه در نشريه دانشجويی پنجره شماره 21 منتشر شده است.)

افسردگي به يک اختلال فراگير تبديل شده است. در ارزيابي هاي انجام شده، زنان بيشتر از مردان به اين اختلال دچار مي شوند. افسردگي يک اختلال پرخطر محسوب مي‌شود. زيرا 50٪ افراد افسرده مستعد اقدام به خودکشي هستند. اما آيا زندگي بشر اهميتي ندارد؟ بنابراين ما نبايد به اين قربانيان بي گناه، کمک کنيم؟  حتي داشتن يک تصور ذهني از افسردگي ما را در کمک به ديگران ياري مي دهد. نشانه هاي افسردگي چه هستند؟ نشانه‌هاي افسردگي انواع مختلفی هستند. بنابراين بعضي از نشانه‌هاي رايج و مورد توافق که بسياري از افراد افسرده از تمامي يا برخي از آن‌ها رنج مي‌برند، ‌در زير مي آيد؛-

بدخلقي و غمگيني مداوم-  دشواري در تمرکز-  فراموشي غيرعادي-  کندي در حرکات -کندي در تفکر - بدبيني شديد - احساس بيهودگي - افکار و خيالات تکراري درباره‌ي خودکشي- احساس دوست نداشته شدن توسط ديگران- احساس ناتواني در دوست داشتن ديگران- احساس اين که زندگي بي‌معنا است - سستي يا ضعف در انگيزه و شور و اشتياق - احساس خستگي مبهم  - از دست دادن يا اضافه کردن سريع وزن بدن - ناتواني و ضعف در اشتها  -پريشاني در خواب (به ويژه هنگام ساعات اوليه صبح)  - سختي ضربان قلب‌ (تپش تند قلب) - اختلال در کار معده (ضعف در عمل دفع و تخليه، يبوست) - تعصب شديد-  واکنش هاي غافل‌گيرانه و شوکه شدن- شيفتگي و جذابيت آشکار - شدت يافتن ميزان حساسيت -احساس مبهم گناه.

اگر کسي اطراف شما برخي از نشانه‌هاي ذکر شده در مورد اين اختلال را از خود نشان دهد، ‌آن شخص را ترغيب کنيد به ديدن يک روانپزشک يا يک کلينيک روانشناسي برود، به ويژه اگر شخصي به طور مستقيم يا غير مستقيم درباره‌ي خودکشي با شما صحبت کند يا ديدگاهي را بيان کند مبني بر اين که زندگيش بيهوده است. مشاهده شده است که بسياري از بيماران خواسته يا ناخواسته نيت قبلي خود را در مورد اقدام به خودکشي را با دوستان يا وابستگانشان مطرح مي‌کنند. اما بسياري از مردم حرف‌هاي آن‌ها را سرسري مي گيرند يا نسبت به حرف‌هاي آن ها توجهي نشان نمي‌دهند که بعداً اين امر منجر به يک پشيماني بزرگ براي آن‌ها مي‌شود. بنابراين اگر شما احساس مي کنيد که کسي افسرده است يا در مورد خودکشي با شما صحبت مي کند، نسبت به حرف‌هاي او بي‌توجه نباشيد.به هر حال شما نبايد در حضور بيمار آشفته شويد و بترسيد. با خونسردي و مستدل با او صحبت کنيد. وعده‌هاي مشخصي به او ندهيد، در عوض بيمار را تشويق کنيد که با خاطري آسوده به يک روانپزشک مراجعه کند به او بگوييد که در روزهاي آتي اوضاع بهتر خواهد شد.بدترين شرايطي که شما مي‌توانيد براي يک شخص افسرده ايجاد کنيد، اين است که بگوييد: «هر روزه خيلي از افراد افسرده مي شوند و  همه‌اش تقصير خودت است …» و ازاين گونه صحبت‌ها.

اما بهترين راه درمان چيست؟

 روش واحدي براي درمان افسردگي وجود ندارد زيرا عوامل افسردگي زيست‌شناختي، روانشناختي، اجتماعي و فرهنگي هستند.اولين درمان بايد زيستي‌شناختي باشد. يعني فرد بايد به روان‌پزشک مراجعه و با او  مشورت کند تا داروهاي مناسبي براي وي تجويز شود. اين داروها  تسکيني فوري مي‌‌باشند براي برخي از مسائل مثل اختلال در خواب صبحگاهي، بي‌اشتهايي و خستگي و اين بهبود وضعيت به بيمار احساسي را القا مي کند که کاملاً درمانده نيست و  مي‌توان براي مشکلاتش کاري  انجام داد. به طرز تناقض‌آميزي، اين مرحله‌ بحراني‌ترين دوره‌‌ي افسردگي است. بيمار عميقاً افسرده قادر به انجام خودکشي نيست زيرا «از نظر روحي ناتوان» است. البته مصرف دارو حالت ناتواني او را براي خودکشي برطرف نموده و عمل خودکشي را تسهيل مي‌کند. در اين دوره‌ روان‌شناس کلينيک مي‌تواند کمک‌هاي زيادي به او بکند. روان‌شناس بايد در اين مرحله از افسردگي،‌ اميد را به فرد افسرده القا کند و احساس گناه را از او دور کند. در تحقيقاتي که صورت گرفت، اين نتيجه به دست آمده است که پشتيباني اجتماعي خانواده، مشاوره با يک روان‌شناس کلينيک و درمان دارويي توسط يک روان‌پزشک با هم‌ ديگر، بهتر از درماني يک‌سويه عمل مي‌کنند

در ضرورت وجود شورای صنفی دانشجویان

فوریه 23, 2008 by علي باقري

آسيب شناسي وضعيت و رويکرد دانشجويان دانشگاه س وب  نسبت به مطالبات و خواسته هاي صنفي و … خود

 آخرين بار در سال 1383 در دانشگاه سيستان و بلوچستان شوراي صنفي دانشجويان تشکيل شد و بعد از آن تا به امروز اين شوراي دانشجويي بنابر دليل يا دلايلي تشکيل نشده است.در اين يادداشت سعي بر آن داريم تا با واکاوي اين شوراي دانشجويي و بازيابي عوامل تشکيل نشدن آن به بحث پيرامون ضرورت وجود اين شورا در دانشگاه سيستان و بلوچستان بپردازيم.

همان گونه که در ابتداي متن نيز اشاره شده بعد از سال 1383 در دانشگاه س و ب شوراي صنفي تشکيل نشده و کسي نيز پي گير تشکيل اين شورا نبوده (البته در سال 1385 دانشگاه با پي گيري چند نفر از دانشجويان اقدام به برگزاري انتخابات اين شورا نمود اما بنابر دلايلي که بعدا به آن ها خواهيم پرداخت, اين شورا تشکيل نشد.)اما چرا؟ چه عواملي باعث شدند تا به کنون اين شوراي صنفي دانشجويي که مي تواند مدافع حقوق دانشجويان باشد در دانشگاه س و ب تشکيل نشده است؟ آيا خود دانشجويان نمي خواستند (نمي خواهند) يا اين که مسئولان دانشگاه تمايلي به تشکيل مجدد اين شوراي دانشجويي نداشتند (ندارند)؟ آيا هم دانشجويان و هم مسئولان دانشگاه بر اين باورند که تشکيل اين شورا ديگر ضرورتي ندارد يا نه عواملي ديگرخارج از مجموعه دانشگاه باعث تعطيل شدن اين شورا و نهاد دانشجويي شده اند يا اين که تمامي فرضيات ذکر شده به نوعي دست به دست هم داده اند تا مانع از تشکيل اين شورا شوند؟

دليل يا دلايل تشکيل نشدن شوراي صنفي دانشجويان هر چه که باشد نمي تواند چيزي خارج از مجموعه فرضيات ذکر شده باشد. اما براي فهميدن چرايي اين پرسش که چه چيزي باعث تعطيلي و فراموش شدن اين شوراي دانشجويي شده لازم است تا با بازنگري تعريف و همچنين بررسي عملکرد اين شوراي دانشجويي عوامل تعطيل شدن آن را به نحوي روشنتر بيابيم. شوراي صنفي همان گونه که از اسم آن نيز پيداست, يک کارگروه متشکل از تعدادي دانشجو در دانشگاه است که با کانديدا شدن دانشجويان و سپس تاييد صلاحيت آن ها توسط مراجع مربوطه با رأي مستقيم دانشجويان تشکيل مي گردد تا پي گير مطالبات صنفي دانشجويان و مدافع حقوق آن ها در دانشگاه و همچنين ناظر بر عملکرد مسئولان دانشگاه براي فراهم نمودن امکانات و امنيت رفاهي و رواني دانشجويان باشد. در واقع شوراي صنفي دانشجويان پلي ارتباطي است در ميان دانشجويان و مسئولان دانشگاه براي احقاق حقوق دانشجويان و تعامل و همکاري در موارد صنفي.رويکرد اين شورا در سال هاي تشکيل شدن آن نسبت به عملکرد مسئولان و مسائل موجود در آن بيشتر رويکردي انتقادي و بازتاب دهنده ضعف ها و کمبودها بوده و سعي بر پي گيري و رفع آن ها داشته. شايد به همين خاطر بوده که برخي از مسئولان با ديده سياسي به آن مي نگريستند و بر اين باور بودند که اين شورا وارد مسائل سياسي شده.( البته جداي از صدق و کذب سياسي بودن و شدن شورا, اين نظر به نوع نگاه و طرز تلقي مسئولان مربوطه هم بر مي گردد که هر رويداد و حادثه يا خواسته اي از طرف دانشجويان در دانشگاه را با ديده ي سياسي مي نگرند.)  اگر کمي واقع بينانه تر به اين موضوع نگاه کنيم مي توان فارغ از ديدگاه فوق,  براي شوراي صنفي جايگاهي صنفي در نظر گرفت که پي گير مسائل صنفي دانشجويان است. 

 اما به علت اين که در کشور ما از ديد مسئولان به دلايل خاص خود -که ذکر آن ها دراين يادداشت نمي گنجد- هيچ فرقي ميان شوراها, نهاد ها, تشکل ها و جنبش ها مختلف قائل نمي شوند ـ هر چند در ظاهر با تفکيکي فريبنده آن ها را در طبقات مختلف سياسي, اجتماعي, فرهنگي, اقتصادي و صنفي معرفي مي کنند ـ در عالم واقع همه را با ديدگاه سياسي و از منظر سياسي مي نگرند. بنابراين شوراي صنفي دانشجويان نيز به گونه اي در دانشگاه س و ب تحت تاثير اين نوع نگاه و اين طرز برخورد مسئولان قرار گرفته است. چنان که از وضعيت موجود مشاهده مي شود, مسئولان نسبت به انتقاد و باز گويي ضعف ها و آسيب هاي آنان حساس و گريزان هستند و واکنش های تند و سرکوب گرايانه از خود نشان مي دهند. انتقاد را مصادف با توهين و افترا و براندازي مي دانند و هميشه دوست دارند که مورد تمجيد و تعريف ديگران واقع شوند. بنابر همين ويژگي ها و خصوصيات فردي و جمعي است که ديدگاه مسئولان نسبت به شوراهايي مثل شوراي صنفي دانشجويي که مي تواند حلقه اي مفيد و تسهيل کننده ی مشکلات و مسائل مختلف در جامعه دانشگاهي باشد, بدبينانه شده تا جايي که مي توان اذعان داشت اکثر مسئولان وجود شوراهايي در دانشگاه با رويکردي انتقادي را مصادف با تزلزل پايگاه و منصب خود مي بينند و به اين يقين مي رسند که با وجود اين شوراها جايگاه خود را در سيستم از دست خواهند داد.  

اما اين ها تنها جايي نيستند که عوامل تعطيلي شوراي دانشجويي از آن جا نشئت گرفته است بلکه مي توان علل اصلي را در جايي ديگر به غير از نگاه مسئولان يافت در آن جايي که اين شورا از متن آن بوجود مي آيد؛ «جامعه دانشجويي» مجموعه ي دانشجويان جايي است که شوراي صنفي مشروعيت وجودي خود را از آن جا کسب مي کند و بدون رأي ونظر دانشجويان اين شورا هيچ گونه اعتباري ندارد در واقع فلسفه ي وجودي شورا به خاطر وجود دانشجويان است. اما متاسفانه به دليل يا دلايلي در دانشگاه س و ب رويکرد دانشجويان نسبت به اين گونه مسائل بيشتر رويکردي اجتنابي و منفعلانه است تا رويکردي فعالانه که البته اين عدم مشارکت گسترده دانشجويان در مسائل سياسي, اجتماعي, فرهنگي و فعاليت آنها در انجمن ها و تشکل هاي مختلف هم به نوعي با ديدگاه حاکم رابطه دارد و متاثر از فشار هايي که بر اين گونه فعالان و فعاليت ها در جامعه از طرف قدرت وجود دارد است و هم به نوع برخورد و نوع ديدگاه خود دانشجويان نسبت به اين گونه مسائل.بنابراين هم خود دانشجويان و هم فضاي حاکم به نوعي در مشارکت دانشجويان و پي گيري مطالبات و خواسته هاي آنان تاثيرگذاشته است. به طوري که بارها مشاهده شده که دانشجويي از ترس محروم شدن از حداقل مزاياي اجتماعي موجود و منزوي شدن در جامعه  و يا سرکوب خويش توسط نيروهاي بيروني از مسلم ترين و ابتدايي ترين حقوق خود گذشته و به نوعي آن خواسته را به ضمير ناخودآگاه خود پس مي زند.

اما با همه ي اين تفاسير هنوز در مورد چرايي عدم تشکيل شوراي صنفي در دانشگاه س و ب دو سوأل اساسي مطرح است که براي بهتر شدن وضع موجود لازم است تا بررسي و به آن ها پاسخ داده شود؛ 1). آيا دانشجويان دانشگاه س و ب از حق مسلم خود در مورد شوراي صنفي بنابر مصلحت انديشي و يا عوامل ديگري گذشته و عطاي آن را به لقايش بخشيده اند ؟2). آيا دانشجويان دانشگاه س و ب نسبت به حقوق خود نه تنها در مورد شوراي صنفي بلکه در ديگر مسائل موجود بي اطلاع و نا آگاهند و شناختي از داشته ها و بايد داشته ها و حقوق مسلم خود ندارند؟به نظر مي رسد هر دو گزينه تا حدود زيادي قابليت تعميم دادن به دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان را داشته باشند. دليل يا دلايل اين گفته را مي توان در نوع برخورد دانشجويان با تبعيضات, از دست دادن حقوق اوليه براي رفاه احتماعي, سلب آزادي هاي مسلم در موارد و زمينه هاي مختلف  و همچنين نوع واکنش هاي آن ها نسبت به اتفاقات, سياست ها و برنامه هاي فرهنگي, اجتماعي و سياسي مسئولان مشاهده نمود. عدم مشارکت در فعاليت هاي مختلف سياسي, فرهنگي, اجتماعي و دوري گزيدن از بحث ها و مسائل  اعتراضي را نيز مي توان برآن ها افزود.به طوري که جمله ي معروف «شکايت خدا پيش کي؟» در بين دانشجويان بسيار رايج است (البته تنها مختص قشر دانشجو نيست) و به نوعي بي خيال مطالبات و خواسته اي خود مي شوند.بنابراين عمده عواملي که باعث گرديده که اين شوراي دانشجويي از سال 1383 تا به کنون تشکيل نشود را مي توان درموارد زير خلاصه کرد؛ 1). اجتناب دانشجويان از وارد شدن به مسائل و فعاليت هاي متنوع درجامعه و عدم مشارکت آن ها به علت وجود فشار هاي بيروني و همچنين نبود انسجام, قدرت ريسک و اراده اي اعتراض آميز جمعي در بين دانشجويان2). وجود فضايي تهديد آميز, سرکوب گرايانه و حذفي نسبت به فعالين جنبش ها, نهاد هاي اجتماعي و فعاليت هاي از اين نوع در جامعه3). ضعف در بنيان ها و اساس کار ها و فعاليت هاي گروهي دانشجويان4). بي توجهي مسئولان به اين امر مهم و ضرورت تشکيل شوراهايي از اين جمله بنابر دلايلي که قبلا ذکر شد.

 همه ي اين عوامل که به نوعي مي توان در بعد گسترده تر به جامعه ايراني نيز تعميم داد باعث شده اند تا از تشکيل شوراهايي مثل شوراي صنفي در دانشگاه سيستان و بلوچستان ممانعت شود و همه ي اين عوامل به علاوه چند عامل ديگر را که بر خاسته از فرهنگ جامعه ايراني است را مي توان در سال 1385 زماني که دانشگاه با اصرار و پي گيري چند نفر از دانشجويان اقدام به ثبت نام کانديداها و برگزاري انتخابات شوراي صنفي نمود مشاهده کرد.وجود نگاه قومي قبيله اي در دانشجويان نسبت به اين مسئله که در ائتلاف هايي به نام کرد, زابلي, بلوچ, لر, ترک و … نمايان شده بود, رأي دادن بر اساس تفکر قشري, عدم مشارکت و استقبال گسترده دانشجويان هم درکانديدا شدن و هم در رأي دادن, اعمال محدوديت هايي از طرف مسئولان دانشگاه براي تاييد صلاحيت ها, شرايط کانديداها و همچنين نحوه برگزاري انتخابات و موارد ديگري باعث شدند تا شورا به دليل به حد نصاب نرسيدن آراء مجددا شکل نگيرد.با همه ي اين توصيفات آن چه اکنون مهم است, مسئله نياز و ضرورت تشکيل مجدد اين شوراي صنفي دانشجويي در دانشگاه س و ب است که اميدواريم با پي گيري دانشجويان و پاسخگو بودن مسئولان نسبت به اين مسئله مجددا شاهد شکل گرفتن اين شورا در دانشگاه باشيم تا بتواند به عنوان شورايي دانشجويي مدافع و پي گير مطالبات دانشجويان باشد.