نامه سرگشاده و پیشنهاد مناظره به محمود احمدی نژاد، رییس دولت نهم و کاندیدای ریاست دولت دهم

By علي باقري

وقتی به دنیا آمدم نه، اما بعدها وقتی به مدرسه رفتم و در حال یادگرفتن خواندن و نوشتن بودم، دروغ نگفتن را نیز یاد گرفتم. معلمم به من جمله ای گفت که ترسیدم؛ «دروغ گو دشمن خداست». در کتاب ها، نمی دانم در کدام کتاب و کدام صحفه، اما در کتابی نیز خواندم که “دروغ گو دشمن خداست”. و قبل از همه ی این ها پدر و مادرم به من گفتند که «دروغ گو دشمن خداست، دروغ بد است، گناه است، دروغ گو به جهنم می رود». از منبریان و بازاریان و اهالی کوچه و بازار نیز شنیدم و فهمیدم که؛«دروغ بد است»

بماند که موعظه گران و منبریان، پشت پرده چه می کنند و پای منبر و موعظه با دیگران چه می گویند!

و حالا بدون آنکه از چیزی و قدرتی بترسم راحت راست می گویم و سخت دروغ! اما از دروغ و دروغ گو بیزارم!

جناب آقای احمدی نژاد

دروغ بد است. دروغ مایه فتنه و آشوب در جامعه است. دروغ دیوار بلند بی اعتمادی در جامعه را بلند و بلند تر می کند. دروغ خشونت به بار می آورد. دروغ فقر به بار می آورد. دروغ ستمگریست. دروغ و ریا ظلم به عدالت است. دروغ به مردم، توهین به شعور مردم است. دروغ گویی صفت و ابزار آدم های ناتوان و ضعیف، دیکتاتور و شیفته قدرت و آدم های ستمگر است. مردم فریبی با دروغ گویی، مذموم و زشت است و کننده ی این کارها دشمن صلح و امنیت و دوستی و پاکی حیات بشریت است.

آقای احمدی نژاد من علی رغم تمام ظلم ها و آسیب های که به جامعه روا داشته اید، دوست تان داریم، لطفاً دروغ نگویید!!

جناب آقای احمدی نژاد

مدت هاست که از خفقان و استبداد و سرکوب، فقر و جهل و خرافه پرستی، عوام فریبی و قانون گریزی و علم ستیزی در جامعه خود رنج برده و می بریم. گاهی از شدت فشار رنج وارده برمان، در خود فرو می رویم و لب به اعتراض و شکوه و شکایت از فلک و ملک و زمین و زمان بر نمی آییم و گاهی که لب اعتراض وا کرده، سخن به نقد و گله می گشاییم، فشار خفقان و سرکوب و شکنجه برمان افزون می شود. اما چه باید کرد. یا می سوختیم و می ساختیم و یا می جنگیدم و هزینه می دادیم!

زمان بدین منوال می گذشت و از قضا شما نماد راست های رادیکال و مذهبی های بنیادگرای افراطی از میان عصر شبه اصلاحات عرصه سیاسی ایران سربرآوردی و مثل پتکی بر سرمان کوبیده شدی! گرچه عده ایی پیشگوی عرصه فکر و اندیشه ی سیاسی، اجتماعی، هشدار سونامی خفقان و فقر و استبداد دولت شما را داده بودند. اما از بدحادثه رقیبت نماد روحانیتی بود که جایگاهش نزد مردم کم رنگ شده بود و زمان، زمان سرخوردگی و یاس جامعه از اصلاحات و توسعه سیاسی، فرهنگی بود! شعارت، عامه پسند بود و هوش ربا! قرار شد که نفت را سر سفرها بیاوری، که بعدها گفتی: که گفته؟ من؟ قرار شد چرخ اقتصاد را بچرخانی که نه تنها چرخ را نچرخاندی بلکه، چنان از پایه ویرانش کردی که دیگر نه چرخ مانده است و نه فرمان! زیرا که به قول خود: «علم اقتصاد را قبول نداشتی و اطلاعات مهم اقتصادیت را از قصاب محل و گوجه فروش کوچه می گرفتی»

آمدنت مصادف شد با بارش باران فقر. گرانی رو به فزونی گرفت. تورم، بیکاری، سرکوب و خفقان و خشکسالی اندک آزادی عصر شبه اصلاحات شروع شد! بازداشت روشنفکران، دگراندیشان و تحول خاهان و فعالین جنبش های مدنی آزادی خاه و برابری خاه در جامعه شدت یافت. فضای آزادی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در تسلط  نگاه ایدئولوژیک و بسته دولت شما به اجتماع مسدود و مسموم گشت. سانسور در فرهنگ و توقیف فله ای مطبوعات رشد چشمگیری یافت. پاپوش دوزی و اتهام زنی و سرکوب منتقدین و مخالفین سیاست ها و برنامه های آسیب زا، محدود کننده و غیر کارشناسانه دولت آغازیدن گرفت و آزادی اندکی که در جامعه بود، به تاراج رفت. ترافیک گشت های ارشاد شهر ها را احاطه کرد و ماموران پلیس اخلاق به قصد یکسان سازی سلایق مردم، به کوچه و خیابان ها سرازیر و انسان ها را به جرم داشتن سلایق و علایق متفاوت با نگاه حاکم، روانه بازداشتگاه ها و تبعید گاه ها کردند و سپس در پی سیل اعتراضات مردمی به طرح امنیت اخلاقی، شانه از زیر بار خالی کردی و طفره رفتی و خود را مبرا از آن دانستی. عجبا! گرچه ارازل و اوباش نیز بودند و گرفتید، اما گرفتید و بردید هر آن کس را که منتقد و مخالف شما بود، را به نام ارازل و اوباش! پلیس افکار و ماموران تفتیش عقاید به راه انداختید و با تجسس در عرصه خصوصی زندگی مردم به نام تامین امنیت اخلاقی شهروندان، امنیت شان را آشفته نمودید.

جامعه در حاکمیت تفکر و دیدگاه افراطی و انحصارطلبانه نسبت به مدیریت اجتماع و تقسیم خودی و غیر خودی و توزیع نابرابر ثروت و قدرت ملی در جامعه و گسترش مدیریت خویشاوندی و دادن امتیازها به خودی ها و حذف منتقدان و نخبگان و کارشناسان و روشنفکران غیرخودی، بیمار و عقده ای گشت و در پی اعتقاد به شعار«هر که با ما نیست، علیه ماست» خودی ها را هر چند چون کردان مدرک جعلی دار و محصولی میلیاردری منزلت بخشیدی و چون الهام ها را مردانی برای تمامی شغول انتصاب کردی و غیر خودی ها را از صحنه مدیریت کنار زدی. شخصیت ها در پی محدودیت های اعمال شده و توزیع ناعادلانه ثروت و قدرت و امکانات بین آن ها در اثر انباشت عقده ها به شدت افسرده و انفجاری شدند. گداپروری و اقتصاد صدقه ای بر اساس اعتقاد نداشتن دولت به علم و عقلانیت، سنجش و کارشناسی رواج پیدا کرد. رسانه ها را محدود به دولت و دست یابی شهروندان به اطلاعات و کسب آگاهی را محدود و مسدود و هر آنچه خود می خواستید از رسانه های انحصاری به خورد ملت داده و می دهید. “دموکراسی” را که آرمان بشریت و هدف دگراندیشان و روشنفکران و دانشگاهیان و ملت است را «تهوع آور» خواندید. حقوق شهروندی و حقوق بشر چون دستاورد غرب و بیگانگان بود، به درد زباله دان تاریخ می خورد و مدنیت و عقلانیت، علم محوری و دانش دوستی، قانون سالاری و مردم سالاری که تازه جان گرفته بودند و در حال شکوفا شدن بودند، همه پرپر کردید و گفتید گور هر چه علم و قانون و عقل. و عقلانیت و قانون و علم رخت بربستند و گفتید که “امام زمان” است که مدیریت می کند! اعتراض آیات عظام را نیز برانگیختی و خرافه پرستی را سکه رایج بازار مدیریت کشور کردی. قانون که هیچ، علم که اجنبی بود، خرافه پرستی و مدیریت برآمده از تصمیم گیری یک شبه حاکم شد و مبنای اداره مملکت را گذاشتی سلیقه و خرافه و همه چیز از جمله عقلانیت و قانون سالاری، جمهوریت و مردم سالاری زیر چکمه های هیجان و احساس گرایی و خرافه و بنیادگرایی و خودرایی و دیکتاتوری له شدند و پوپولیسم و شوونیسم شدند حاکم بلامنازع اداره کشور و حال می گویید همه جا از برکات زحمات و خدمت من گل و بلبل شده است و نمودارهای بی پایه و اساس ارائه می دهید؟ آیا زندانی سیاسی ندارید؟ دانشجوی ستاره دار و محروم از تحصیل ندارید؟ توقیف مطبوعات و سانسور ندارید؟ آیا گرانی نیست؟ تورم نیست؟ باز هم بگم؟ بگم؟ بگم؟

بنا را گذاشتی بر ایران گردی و حیات خلوت امریکا را گشتن و یافتن کشورها و سفر به آنها که معلوم نبود جایگاه شان، حتا بر روی نقشه ی جغرافیای زمین کجا بود!!

فضای دانشگاه را به قتلگاه اندیشه و تفکر انتقادی و فرهنگ و علم و سرکوب دگراندیشی و پرسشگری و اخراج اندیشه ها و تفکرات غیر خودی تبدیل کردی و خفقان را در آن حاکم کردید. بستن نشریات منتقد دانشجویی، احضار دانشجویان منتقد و آزادی خاه و تحول خاه به کمیته انضباطی و دادگاه ها و زندان ها و حکم به اخراج و محروم از تحصیل و ستاره دار کردن آنها توسط حاکمان ناعادل و دروغگو، شدت یافت و این در دولت عدالت و مهرورزی شما بود!

دروغ گویی در جامعه رواج پیدا کرد و هر آنکس که دروغ نمی گفت کارش پیش نمی رفت. دروغ گویی به عنوان یک ضدارزش به ارزش تبدیل شد و در درون افراد و جامعه نهادینه شد و این در دولت عدالت، صداقت و شیفته خدمت، نه قدرت شما بود!

جامعه که گلستان گشت، هوس آباد کردن جهان به سرتان زد و خواستید مدیریت جهان را اصلاح و دنیا را اداره کنید. ماجراجویی شروع شد و هولوکاست انکار و می بایست اسراییل از نقشه روزگار محو و آمریکای شیطان رسوا. سپس با همان آمریکا شیطان بر یک میزنشستید و بر سرحقوق عراقیان مذاکره کردید و حرام بود مذاکره با آمریکا بر سر حقوق ایرانیان. راستی شما ایرانی هستید یا عراقی؟ ایرانی هستید یا افغانی؟

سخنان غیرعقلانی و نسنجیده ی شما در عرصه جهان بین الملل نتیجه ای جز اجماع جهانی و صدور قطعنامه های پی در پی علیه کشورمان که شما “کاغذ پاره” خواندی شان، نداشت.

توهم توطئه و توهم قدرت و توهم مبلغ دین و مذهب بودن شما را وادار به مدیریت جهان کرده بود، نامه نگاری شروع شد و در حالی که در گوشه و کنار مملکت خود، فقر و بیکاری و گرانی و فشار زندگی بر مردم شدت می گرفت، دادن وام های بلاعوض به آن و این عادی شد..

جناب آقای احمدی نژاد

سخن به اعتراض زیاد است. اما برای آن کس که بداند و بفهمد و بخاهد که گوش کند. هر چند بیمی از آن نیست که نامه ام را توجه ای نکنی و «کاغذ پاره اش» خوانی و شاید هم در پسش بگویی هر چه می خواهید نامه بدهید تا «نامه دانتان» پاره شود و بعد هم بگویید «این ها به اندازه یک بزغاله هم شعور ندارند». اما سخن به اعتراض زیاد است …

حناب آقای احمدی نژاد

آنچه بیش از همه چیز مرا دلیل آمد بر نگاشتن این نامه، نه بازگویی و تکرار کردن آنچه که بارها و از زبان ها و قلم های مختلف معترض گفته شده، است. بلکه شنیدن حرف ها و ادعاهای شما در برنامه های تبلیغاتی انتخاباتی شما بود. خصوصا آنچه در مناظره های تلویزیونی با جناب آقایان مهندس میرحسین موسوی و مهدی کروبی بیان نمودید.

آنجا که دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل را منکر شدی، توقیف مطبوعات در دولت نهم را غیر واقعی و آنجا که آمارهای دروغ به مردم نشان دادی و مملکت را گل و بلبل نشان دادی. و گفتی مخالفان دارند سیاه نمایی و تخریب می کنند دولت شما را!

جناب آقای احمدی نژاد

بغضم گرفت وقتی گفتی دانشجوی ستاره دار و محروم از تحصیل نداریم و وقتی گفتی روزنامه ای به وسیله دولت توقیف نشد.

چون من خود شاهد و دلیلی بودم بر اثبات دروغ گویی شما در مورد دانشجویان محروم از تحصیل و چون خود دیدم توقیف مطبوعات منتقد را چون؛ شرق، هم میهن، کارگزاران، دنیای تصویر، شهروند امروز و …

من دانشجوی محرم از تحصیل دانشگاه سیستان و بلوچستان به حکم مسؤولان دروغ گو، قانون ستیز و اخلاق گریز آن دانشگاه محکوم به دو ترم حذف ترم و پیشنهاد انتقال به دانشگاهی دیگر شدم و اجازه ورود به دانشگاه را ندارم.

جناب آقای احمدی نژاد

من تنها نفری از صدها دانشجوی محروم از تحصیل و دانشجویان ستاره داری هستم که روزی شما با تمسخر گفتی که من خود ستاره هایشان را بر دوش شان نصب خواهم کرد و درجه ستوانی و … به شان می دهم و به راستی که دادی و به وعده ات برخلاف دیگر وعده هایت عمل کردی! من نشانی از خفقان و استبداد و سرکوب در دوران عدالت و مهرورزی شما هستم و من نفری از کسانی هستم که به خاطر عدم وجود آزادی بیان و پس از بیان در جامعه، از مزایا و حقوق اجتماعی که «حق مسلم» شهروندان است، محرم شدم.  من به عنوان یکی از دانشجویان محروم از تحصیل به شما پیشنهاد مناظره می دهم. مناظره ای که یک طرفش شما؛ رییس دولت عدالت و مهرورزی قرار گرفته باشد و طرف دیگرش دانشجویی محروم از تحصیل که آن رییس سعی دارد وجودش در جامعه را به خاطر حفظ جایگاه و منافع و قدرت خود، انکار کند.

زده باد راستی  و آزادی

برچسب‌ها: , , , ,

5 نظر to “نامه سرگشاده و پیشنهاد مناظره به محمود احمدی نژاد، رییس دولت نهم و کاندیدای ریاست دولت دهم”

  1. saharlar می گوید:

    چه تلخ…
    یعنی میشه برسه روزهایی که از رییس جمهورمون نفرت نداشته باشیم؟ آخه من دوستش ندارم!

  2. Naser می گوید:

    بسه جو سازی ! فایده ای نداره !

  3. فرهاد می گوید:

    مثل همیشه به حق و زیبا و بی گفتگو نوشتی
    رییس جمهور و اطرافیانش هرگز جرات مناظره و پاسخوگویی را نخواهند داشت.آنان را با راستی و صداقت میانه ای نیست

  4. kj می گوید:

    تو جواب تلفن منو بده تا شرایط مناظره با احمدی نژاد رو فراهم کنم!!!!
    مرتیکه تلفن واسه جواب دادانه!میدونستی؟؟؟اگه دیدی داره صدا میده دکمه سبز رو فشار بده بگو الو!!!!
    حالم داره ازات بهم میخوره منو کشتن تو کجا بودی!!!!!!!!!!!

يك پاسخ برايش بگذاريد