کدام قانون؟ کدام عدالت؟

By علي باقري

مروری بر اتفاقات منجر به حادثه 10 و 11 بهمن 1387 در دانشگاه سیستان و بلوچستان

بعد از تجمع قانونی دانشجویان در اعتراض به ناامنی و دیگر مسائل صنفی در دانشگاه، همواره شنیده می‌شد که برخورد و حذف دانشجویان، تشکل‌ها و نشریات منتقد دانشگاه شدت بیشتری به خود خواهد گرفت و با دانشجویان تجمع‌کننده، برخورد خواهد شد. هجمه‌ای که از طرف برخی نشریات تشکل‌های مذهبی دانشگاه علیه تجمع قانونی دانشجویان و هم‌چنین تشکل‌ها، نشریات و دانشجویان منتقد دانشگاه انجام شد، سناریویی از پیش طراحی شده برای برخورد با دانشجویان منتقد را قوت می‌بخشید. بالاخره با احضار 11 نفر از دانشجویان به کمیته انضباطی، پرونده‌ای که دانشگاه برای دانشجویان منتقد از مدت‌ها پیش باز کرده بود، وارد مرحله تازه‌ای شد و دانشگاه سیستان و بلوچستان با صدور احکام مختلفی برای 8 نفر از دانشجویان احضار شده و ممنوع‌الورود کردن آن‌ها به دانشگاه، ضمن ضرب‌و‌شتم دو تن از آن‌ها، اوج غیرقانونی، ناعادلانه و غیراخلاقی بودن رفتار و برخورد خود نسبت به دانشجویان را نشان داد و شاید به نوعی برای دانشجویان دیگر نیز خط‌ونشان کشید.

آقایان: کامران جلیل به بند ( 12دو ترم حذف ترم با احتساب سنوات)، علی نمازی(12)، ابراهیم اسکافی(12 و پیشنهاد اخراج به شورای مرکزی انضباطی)، شهریار حسین‌بر(11دو ترم حذف ترم بدون احتساب سنوات)، صابر رستاد(11)، میلاد همتی‌پور(12)، امین صالحی (12 و پبشنهاد اخراج به شورای مرکزی انضباطی) و علی باقری(12 و پیشنهاد اخراج به شورای مرکزی انضباطی) آیین‌نامه انضباطی دانشجویان محکوم و ورودشان به دانشگاه ممنوع اعلام شد.

در روند رسیدگی به پرونده و صدور احکام دانشجویان فوق شاهد رفتارها و برخوردهای غیرقانونی، ناعادلانه و غیراخلاقی از طرف مسؤولان مربوط بودیم. به عنوان مثال: – برگه‌های احضاریه که از طرف کمیته انضباطی برای دانشجویان فرستاده شد، تماماً با عنوان «جهت ادای پاره‌ای از توضیحات» بود. این برخلاف ماده 2 بخش 2 آیین نامه انضباطی دانشجویان است که می‌گوید: «شوراهای انضباطی باید پیش از صدور حکم، به صورت کتبی و شفاهی تخلفات دانشجو را به وی ابلاغ و تفهیم کند.»

- مطابق تبصره ماده 2 بخش 2 آیین نامه انضباطی، وظیفه «انجام امور لازم برای طرح موضوع در جلسات شوراهای انضباطی از قبیل تدوین مستندات، ابلاغ و تفهیم موارد تخلف، مصاحبه حضوری و مانند آن بر عهده دبیر شورا است.» اما در طی رسیدگی به پرونده دانشجویان فوق فرد دیگری که از معرفی خود به دانشجویان احضار شده امتناع می‌کرد، این کار را انجام می‌داد.
- با توجه به اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «اصل بر برائت افراد است»، اما در کمیته انضباطی از دانشجویان خواسته شد در برابر ادعاها و گزارشات غیرمستند، بدون‌مدرک و گاهاً بی‌ارتباط، بی‌گناهی خود را ثابت کنند. به عنوان مثال در یک مورد نشریه ای “فریاد” در دانشگاه منتشر شد که مطالب آن مورد اعتراض دانشجویان مذهبی دانشگاه قرار گرفت و سریعاً از طرف کمیته ناظر بر نشریات لغو امتیاز شد و پرونده آن برای مجازات مسؤولان آن نشریه به کمیته انضباطی فرستاده شد. بعد از مدتی کمیته انضباطی با احضار سه نفر از دانشجویان فوق به نام های “ابراهیم اسکافی، کامران جلیل و علی باقری” به کمیته انضباطی احضار و به آن ها گفته شد که مسؤولان نشریه فوق گفته اند که “مورد اغفال” شما قرار گرفتند ومطالب و انتشار نشریه به کمک شما بود. “حامدسالاری ومهدی قائم پناه” مسؤولان نشریه “فریاد” در آن کمیته در چرخشی عجیب انتشار نشریه خود را به سه دانشجوی فوق نسبت دادند. در صورتی که هیچ کدام از سه دانشجوی نامبرده در انتشار این نشریه نقشی نداشته و مسؤولان نشریه فوق نیز هیچ مدرکی برای اثبات گفته های خود نداشتند. اما در اقدامی عجیب مسؤولان کمیته از سه دانشجوی نامبرده خواستند که بی گناهی خود را در برابر ادعاهای بدون مدرک وغیرمستند مسؤولان نشربه فریاد، اثبات کنند. برخی بر این عقیده اند که این نشریه سناریویی از پیش طراحی شده برای برخورد با نشریات و دانشجویان منتقد دانشگاه بوده است.

- کسی که در کمیته انضباطی مسؤول بازجویی از دانشجویان بود، از ارائه نام شاکیان، مصادیق دقیق اتهامات، مستندات و دیگر موارد پرونده که متهم لازم است از آن‌ها اطلاع داشته باشد، خودداری می‌کرد. وی معتقد بود که آن‌ها محرمانه هستند و دانشجو حق ندارد از آن ها اطلاع داشته باشد. ایشان بدون ارائه موارد فوق به دانشجویان از آن‌ها خواست تنها در برابر پرسش‌های او پاسخ گو باشند. اما دانشجویان چگونه به صدق و کذب اتهامات مطرح شده علیه خود در آن کمیته پی ببرند؟

- گزارشی درمورد تجمع قانونی و صنفی آبان‌ماه دانشجویان علیه دانشجویان احضار شده تهیه و تنظیم شده بود که بنابر آن، از دانشجویان فوق پرسیده شد: «چرا بعد از این‌که شورای تجمع‌کنندگان پایان تجمع را اعلام کرد، شما تجمع را ادامه دادید؟» اعتبار امضاهای این گزارش برای دانشجویان احضار شده مشکوک بود. این گزارش در حالی علیه آن‌ها تنظیم شده بود که؛ مسؤولان دانشگاه در پایان تجمع با پذیرش مطالبات دانشجویان قول دادند با کسی برخورد آموزشی، انضباطی و قضایی نکنند.

- به درخواست‌های دانشجویان که مطابق ماده 3 بخش 2 آیین‌نامه انضباطی «در صورت درخواست دانشجو برای دفاع حضوری در جلسه شورای انضباطی بدوی، دبیر شورای انضباطی موظف است از وی دعوت به عمل آید.» به مسؤولان مربوط ارائه دادند، متأسفانه هیچ اعتنایی نشد.

- احضاریه‌هایی که برای دانشجویان فرستاده شد در فصل امتحانات بود. از نظر روانی این موضوع برای آن‌ها که مشغول امتحانات پایان‌ترم خود بودند، باعث ایجاد آشفتگی، اضطراب و اختلال در تمرکزشان می‌شد. این عمل مسؤولان بدون رعایت اخلاق و عدم توجه به وضعیت دانشجویان صورت گرفته است.

- بعد از پایان امتحانات و فرستادن احضاریه‌ها و با توجه به این که دانشجویان درخواست‌های خود مبنی بر حضور در جلسات شورا برای دفاع از خود را به مسؤولان مربوط ارائه داده بودند، چندین‌بار از مسؤولان پرسیدند که جلسات شورا کی برگزار می‌شود؟ و آن‌ها پاسخ می‌دادند به‌این‌زودی برگزار نمی‌شود؛ اما در نهایت تعجب، قبل از آن که حکمی به دانشجویان داده شود، به نگهبانی‌های دانشگاه اعلام شد از ورود آن‌ها به دانشگاه جلوگیری شود. ساعتی بعد نیز به آن‌ها اطلاع دادند که برای دریافت احکام خود به درب نگهبانی دانشکده‌های مربوط مراجعه نمایند. در هیچ‌جای آیین‌نامه چنین بند، تبصره، ماده و قانونی وجود ندارد.
- دانشجویان فوق هم در جریان دریافت احکام با رفتار ناشایست، زننده و خشونت‌آمیز مسؤولان دانشگاه مواجه شدند؛ و هم در موقعی که از آن‌ها به صورت غیر قانونی خواسته شد از دانشگاه خارج شوند. آن‌ها در دانشگاه که خانه دانشجویان است، تحت پی‌گرد و تعقیب مأموران نگهبانی قرار گرفتند و به صورت غیرقانونی آن‌ها را از خوابگاه و دانشگاه بیرون کردند. برخی از آنان نیز توسط نگهبانان دانشگاه مورد ضرب‌و‌شتم قرار گرفتند.

- وقتی 2 نفر از دانشجویان ممنوع‌الورود”علی نمازی و علی باقری” توسط مأموران نگهبانی با خشونت بیرون شدند، به همراه “کامران جلیل” توسط نیروی انتظامی دستگیر و تحت بازجویی مأموران لباس شخصی قرار گرفتند. در آن‌جا هنگام تفهیم اتهام، نامه‌ای با امضای چند نفر از نگهبانان دانشگاه به آن‌ها نشان داده شد که از آن‌ها به‌خاطر ایجاد مزاحمت، تلاش برای ورود به دانشگاه و درگیری با نگهبانان دانشگاه شکایت شده بود. این کذب محض است، زیرا دانشجویان نام‌برده در دانشگاه بودند که با رفتار خشونت‌آمیز نگهبانان خارج شدند و هیچ‌وقت برای ورود به دانشگاه با نگهبانان درگیر نشدند.

- در بازجویی از آنان خواسته شد از شهر خارج شوند، که در نهایت با وساطت و تعهد یکی از اساتید دانشگاه و خودشان مبنی بر عدم درگیری با نگهبانان دانشگاه یا ورود و تجمع در درب دانشگاه، آزاد شدند، و تاکنون دانشگاه حق ورود به آنان را نداده است. علاوه بر نامه فوق، نامه‌ای دیگر از طرف دانشگاه به نیروی انتظامی ارسال شده بود، مبنی بر‌این درخواست که دانشجویان فوق “کامران جلیل، علی باقری و علی نمازی” به همراه 5 نفر دیگر از دانشگاه اخراج شده‌اند، و این دانشجویان برای دانشگاه ایجاد مزاحمت نموده اند. دانشگاه در این نامه از نیروی انتظامی خواست این دانشجویان را متفرق نماید. این در حالیست که احکام دانشجویان فوق بدوی می‌باشند و دانشجویان برای درخواست تجدید نظر، 10 روز بعد از رؤیت حکم خود فرصت داشتند؛ رییس دانشگاه تنها می‌تواند تا یک‌ماه، و آن هم پیش از صدور حکم، از ورود دانشجو به دانشگاه جلوگیری کند. مسؤولان دانشگاه نه تنها به این دانشجویان کم‌ترین فرصتی برای دفاع از خود نداده‌اند، بلکه با نقض صریح قانون، در اقدامی غیر اخلاقی آن‌ها را بدون هیچ‌گونه امکاناتی در شهر رها کرده‌اند.

- فرستادن نامه های احکام بدوی دانشجویان از طرف کمیته انضباطی به شورای کمیته مرکزی انضباطی برخلاف آیین نامه انضباطی و یک تخلف آشکار از طرف دانشگاه می باشد. گویا مسؤولان دانشگاه برای اخراج هشت دانشجوی فوق به شدت عجله داشتند که بدون علم به این که رفتارشان غیرقانونی است، اقدام به فرستادن نامه ههای احکام بدوی دانشجویان به وزارت کردند.

- به همراه نامه‌های احکام، نامه‌ای دیگر نیز به دانشجویان داده شد که خطاب به آن‌ها گفته شده بود «با توجه به سوابق موجود در پرونده شما، از این تاریخ به بعد هر اتفاقی که در دانشگاه رخ بدهد، مسؤول پاسخ‌گویی آن شما هستید.» این نه تنها غیرقانونی و ناعادلانه، بلکه عین توهین به دانشجویان است.

موارد فوق همه از طرف کسانی در برخورد با دانشجویان انجام شد که داعیه‌دار «قانون‌مداری، عدالت و اخلاق» هستند. کسانی که شعار «خدمت‌گذاری، پاسخ‌گویی و مسؤولت‌پذیری» در برابر مردم را دارند، این‌گونه دانشجویان را به جرم منتقد بودن از دانشگاه بیرون و در شهرها سرگردان می‌کنند. و در پاسخ به اعتراض های آنان به احکام و ممنوع الورود کردن غیرقانونی خود، پاسخ های هم چون «به ما ربطی ندارد»، «ما خود فراتر از قانونیم»، «همین است که هست»، «ما صاحب اختیاریم وهر کاری که بخواهیم انجام می دهیم» و گاهی خود را به «کوچه علی چپ زدن» از طرف مسؤولان مربوط را می شنوند. مسؤولانی که دم از مسؤولیت پذیری می زنند، آیا نمی دانند این دانشجویان هرکدام والدینی دارند که به امید «مسؤولیت‌پذیری مسؤولان» آن‌ها را به دانشگاه می‌فرستند. نه تنها مسؤولان برایش ان این امر مهم نیست بلکه از والدین نیز به عنوان اهرمی برای فشار بر دانشجویان و گرفتن تعهد از آنان برای لغو احکامشان استفاده می کنند. گویی در جامعه ما هر چیزی که باعث ماندگاری حاکمیت و قدرت و جایگاه مسؤولان شود، نباید ازش دریغ کرد، حتی اگر روشی غیراخلاقی و غیرانسانی باشد، چه رسد به غیرقانونی بودن آن.

مایه تأسف است که مسؤولان جواب اعتماد والدین را با ضرب‌و‌شتم دانشجو و سپس رها کردن آن در خیابان‌های سرد و ناامن می دهند. مگر وضعیت ناامن شهر زاهدان بر کسی پوشیده است که مسؤولان دانشگاه، دانشجویان را بدون هیچ گونه امکاناتی در شهر رها می کنند؟ آیا کسی که سالیان درازیست رییس دانشگاه می‌باشد و مدام در سخنرانی‌های خود، دانشگاه را به یک خانواده تشبیه می‌کند، همیشه با فرزندان خود این گونه برخورد می‌کند؟ آیا او می‌تواند تصور چنین رفتاری با فرزند خود را داشته باشد؟ دکتر احمد اکبری که جزء معدود مدیران دولت اصلاحات است که در دولت مهرورز احمدی نژاد نیز هم چنان بر کرسی ریاست خود تکیه داده است، اکنون برای حفظ کرسی ریاست خود دست به هر اقدامی برای جلب نظر دولت می زند، تا هم چنان ماندگار بماند. اما او نمی داند که هیچ پست و مقام و کرسی ای به هیچ کسی وفادار نمانده است. او در تجمعات آبان ماه دانشجویان به دانشجویان گفته بود که حتماً مطالبات شما بررسی و پذیرفته خواهند شد اما نه تنها هیچ کدام از آن ها تحقق نیافت بلکه هم مسؤولانی که دانشجویان خواستار استعفایشان بودند و هم عدم برخورد با دانشجویان متحصن از جانب دانشگاه نقض شده است. رییس انتصابی دانشگاه سیستان و بلوچستان برای کاستن فشار اعتراض های دانشجویان نسبت عمل کرد خود در مورد احکام صادره برای دانشجویان فوق، می گوید «من دستور از بالا گرفته ام و در جریان صدور احکام فوق نقشی نداشته ام» اما چه کسی باور می کند حرف های رییس انتصابی دانشگاهی که برای حفظ جایگاه خود در طول تحصن آبان ماه دانشجویان، در برابر مطالبات دانشجویان مدام از اصول مدیریتی و مصلحتی حرف می زد که تحقق مطالبات دانشجویان را برخلاف آن ها می دانست؟ آیا آن اصول و مصلحت چیزی فراتر از جایگاه و حفظ سمت خودش بوده است؟ اصولی که او بیان می داشت، اکنون دانشجویان منتقد را ناچار است قلع و قمع کند و یه سرکوب هر کسی که مخالفت خود را نسبت به آن ها نیز ابراز دارد، را مجاز می شمارد.

وی معتقد است که نامه انجمن های اسلامی به احمدی نژاد در طی سفر اخیر رییس دولت به زاهدان، مانع پرداخت بودجه دولت به دانشگاهش شده است! گفتن این حرف ها شانه خالی کردن و فرار از پاسخ به اعتراض ها و خواسته های قاونی و منطقی دانشجویان و تنها به بهانه گیری کودکی بهانه گیر شبیه است. کسی که می خواهد رفتارهای ناصحیح خود را توجیه کند، دست به هر کاری می زند.

دانشگاه هیچ وقت به دانشجویان حکم خورده اجازه دفاع از خود را نداد و با زدن اتهامات بی اساسی، برای آن ها حکم صادر کرد. اتهاماتی که به دانشجویان نسبت داده شد، امروزه چنان برای سرکوب و حذف منتقدین آزادی‌خواه در جامعه ما کاربرد دارد که پوشالی، مضحک، دروغ‌بودن و رسوایی عاملان آن‌ها برای دانشجویان آزاده روشن شده است. اما ترس آزادی‌خواهان و منتقدین از شب زنده‌داری در کوچه‌پس‌کوچه ها و خیابان‌های شهرهای ناامن نیست؛ بلکه ازآن روزیست که حوادثی چون، حادثه 10 بهمن 87 کار هر روزه مسؤولان در برابر دانشجویان آزاداندیش باشد. ترس از روزیست که دانشگاه از نهادی انسان‌ساز و محرک توسعه‌ جامعه، به عاملی برای سرخورده و افسرده‌کردن دانشجویان، سرکوب و حذف منتقدین، سدی برای توسعه و پیشرفت جامعه و قربان‌گاه انسانیت تبدیل شود.

اما افتخار دانشجویان آزادی‌خواه و منتقد این است که اگر از طرف کسانی این‌گونه در دانشگاه مجرم شناخته شده و از آن اخراج می‌شوند، اما با «آدم فروشی» و «عدم پای بندی به عقاید خود» ننگ بر تاریخ حیات خود نمی‌گذارند و هرگز در راه تحقق دموکراسی،آزادی و عدالت در جامعه شان باز نخواهندایستاد. چون مسؤولان و سردمداران شیفته ی خدمت «دروغ‌گو و پیمان‌شکن» نیستند، تا شاید روزی بتوانند بگویند “حداقل مدتی از زندگی خود را با عزت و شرف گذراندیم”.

در حالی که هنوز در تب‌وتاب کمک و دفاع از حقوق دیگر ملت‌ها هستیم، دانشجویانی را با ضرب‌و‌شتم از دانشگاه بیرون می‌کنیم. و عجیب است؛ در غرب نکوهش شده از جانب سردمدارن نظام ایران، برای دفاع از «حقوق حیوانات» نهادها و سازمان‌های قانونی وجود دارد، اما در دانشگاه سیستان و بلوچستان «دانشجو» حق دفاع از خود را ندارد! کو مساوات و برابری در برابر قانون؟ کو «عدالت، پاسخ‌گویی و احساس مسؤولیت‌پذیری» در برابر دانشجویان؟

بی‌گمان یادها و صفحات تاریخ، لحظه‌ها، روزها و شب های دهم و یازدهم بهمن ماه 87 در دانشگاه سیستان و بلوچستان را فراموش نخواهند کرد. و خاطره‌ها باز‌گو می‌کنند؛ آن‌چه در چنین لحظاتی بر دانشجویان منتقد و آزادی‌خواه گذشت. تاریخ آن‌ها را حراست می‌کند تا نسل‌ها آن‌ها را برای آینده‌گان بازگو کنند. و همه بدانند که در چنین ایامی چه گذشت بر دانشجویان منتقد و آزادی‌خواه دانشگاه سیستان و بلوچستان.

 

يك پاسخ برايش بگذاريد