این متن در هفته نامه کاغذ اخبار (ارگان انجمن اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان) شماره 49 چاپ شد
در حالي که چيزي حدود يک سال و اندي از دوران رياست محمود احمدي نژاد بر کرسي دولت نهم نمانده است، وضعيت کشور هر روزه بحران تازه اي را تجربه مي کند و در عوض آن که بحران قبلي مديريت شود، مشاهده مي شود که نه تنها دولت از عهده کنترل عامل بحران و مديريت موقعيت ناتوان است، بلکه نحوه و چگونگي مديريت دولت خود به عاملي بحران زا مبدل مي گردد. رشد روز افزون تورم و گراني، کمبود مسکن و بالا بودن قيمت آن (در حالي که مسئولان مي گويند ما مي خواهيم در فلان کشور براي مردم آن جا مسکن بسازيم) زندگي مردم را هر روزه تحت فشارهاي سنگين و آسيب زا ي خود قرار مي دهد و مسائل متعد رواني و جسماني را براي آن ها پديد مي آورد. تورم و گراني از عمده بحران هاي اقتصادي بوده که از آغاز کار رسمي دولت نهم تا به کنون پيوسته در حال رشد بوده است چنان که مثل يک غده سرطاني در بدنه بيمار جامعه هر روزه بزرگ و بزرگ تر مي شود. در مسير رشد خود قربانياني مي گيرد (مديران و وزير برکنار شده وزارت اقتصاد، آسيب ها و نابهنجاری های اجتماعی) تا سرانجام فاجعه اي بيافريند. مسئولان دولت نهم که بارها منکر اين بحران های اقتصادی بودند، بعد از اعتراضات مردمي و به پي آن هشدار کارشناسان و متخصصان اين رشته و رسانه هاي مختلف و همچنين تذکر و هشدار برخي از مراجع تقليد، بالاخره لب به اعتراف وجود گراني و تورم گشودند و قول داده شد تا هر چه زودتر اين بحران را مهار کنند. اما تا به امروز نه تنها دولت در اين زمينه عملکرد مطلوبي نداشته است بلکه با کنار گذاشتن برخي از مديران مجرب و توجه نکردن به نظريات کارشناسان مختلف، هر روزه بر ميزان اين فشار روي مردم افزوده مي شود. دولت براي رهايي از زير بار اين فشار ها و انتقادات به راه هاي گوناگوني روي آورد که در نوع خود اگر نگوييم بي سابقه، بي نظير بودند. رئيس دولت مدام در رسانه ها و محافل گوناگون از مفاسد اقتصادي، دست هاي پنهان و خرابکار در بازار، دخالت عوامل بيگانه و دشمنان سخن گفت. (البته هميشه دست خالي را از جيب بيرون مي آورد.) تهديد به افشاي نام افراد و گروهاي مافيايي نيز از جمله راه کار هاي دولت نهم براي فرو کاستن از انتقادات و اعتراضات بود. اين نحوه ي برخورد مديران دولتي به خصوص شخص رئيس دولت، نتوانست اين بحران سرسام آور اقتصادي را کنترل کند. حتي گاهي سخن گفتن از مافيا موجب رنجش برخي از مسئولان بلندپايه و وارد نمودن اتهام به برخي از مديران کشوري گرديد. نامه نگاري هاي پي درپي رئيس مجلس به رئيس دولت و رهبري و برعکس و بازتاب آن ها در رسانه هاي مختلف گوياي شکاف و اختلاف عميق بين مسئولان و مديران نظام و ناهماهنگي و ضعف در برنامه ها و کارکرد آن ها است. چنان که در آخرين اقدام رئيس دولت براي حل مسائل اقتصادي و امنيت داخلي، اقدام به اخراج وزراي اقتصاد و کشور (دانش جعفري و پورمحمدي) کابينه خود کرد تا شايد با رفتن اين دو وزير - وزير اقتصاد در مراسم توديع خود به افشاي برخي از موانع بر سر راه اهداف خود پرداخت که موجب واکنش تند احمدي نژاد نيز گرديد- دولت بتواند با وارد نمودن اشخاص ديگري به کابينه خود اين بحران ها را کنترل کند. اما آيا دکتر اين مجال را خواهد يافت يا نه، زمان آن را روشن خواهد کرد. بحران اقتصادي، تنها يکي از بحران هاي کشور در چند سال اخير بوده است که دولت با فرافکندن آن به عوامل فرعي و بيگانه، سعي در گريز از آن داشته و دارد.
طرح امنيت اجتماعي که منتقدان زيادي را به همراه داشت موجب گرديد تا دولت براي شانه خالي کردن از زير فشار اعتراض ها و انتقاد ها سخنگوي خود را برآن وا دارد تا بگويد که دولت در اين زمينه هيچ کاره است و هر چه هست مربوط به نيروي انتظامي است که بعد از آن واکنش هاي تهديد آميز رئيس نيروي انتظامي را در پي داشت چنان که سردار رادان گفت که اين طرح با امضاي شخص رئيس دولت بوده است. بحران در روابط خارجي و تعامل با جهان بيرون از ديگر ابعاد آسيب پذير مديريت دولت نهم بوده است - زمزمه هاي برکناري متکي نيز به گوش مي خورد- تقابل شديدي که ميان ايران و آمريکا بر سر مسئله انرژي هسته اي بوجود آمده و همچنان پابرجاست يکي از عمده تبعات چگونگي تصميم گيري هاي مسئولان سياست خارجه بوده است. قطعنامه هاي پي درپي و اعمال تحريم هاي متفاوت عليه کشورمان حاصل سخنان تند و غير کارشناسي شده و تصميم گيري هاي احساساتي و لحظه اي مديران دولت نهم بوده است. سخن گفتن در رابطه با محو اسرائيل از روي کره زمين توسط رئيس دولت نهم به اندازه اي غيرکارشناسانه بود که موجب شد تا نگاه کمابيش مثبتي که در دوران هشت ساله دولت خاتمي در روابط بين الملل نسبت به ايران بوجودآمده بود، خدشه دار و رفته رفته اين نگاه مثبت بدبين گردد.
افزايش روز افزون تهديدات جهان بين الملل عليه کشورمان که تا سرحد جنگ- هر چند که بيشتر يک نوع تبليغات رواني بوده است- نيز رفت، موجب فرار سرمايه گذاران داخلی و خارجي گرديد و گاهي اين امر موجب سلب امنيت روحي و رواني مردم مي شد. رفته رفته ايران به صدر موضوعات کنفرانس ها و محافل گوناگون جهاني تبديل مي شد. در شوراي امنيت، در آژانس انرژي هسته اي، در اوپک و در دادگاه هاي مختلف بين المللي موضوع گفتگو و بحث دول مختلف بوده است و رسانه هاي خارجي مدام اخباري راجع به ايران را بر روي خروجي هاي خود قرار مي دادند و در کل ايران به تيتر اگر نگويم يک، تيتر دو هميشگي اکثر رسانه ها و محافل تبديل شد. اما اين صدر اخبار بودن در رسانه ها و موضوع محافل قرار گرفتن نه به خاطر پيشرفت يا نوع آوري و وجهه مثبت بلکه با عنوان يک بحران منطقه اي و بين المللي مطرح و به آن نگريسته مي شد که سعي در کنترل و مقابله با آن را داشته اند. دولت همچنان که در سياست خارجي و بحران اقتصادي دچار آسيب بود و يکي را بر ديگري فرافکني مي کرد، در تعامل با گروها و احزاب کشور نيز آن چنان ضعيف و انتقاد برانگيز عمل کرد که تقابل حتي برخي از نزديکترين ياران خود را موجب شد. گسست بين اصول گرايان و پديد آمدن دسته هاي ديگر از بين آن ها (لاريجاني، رضايي، قاليباف، توکلي و…) و تغييرات گسترده و متوالی در بدنه دولت، وجود جو بی اعتمادی نسبت به طيف های مقابل دولت، بی توجی به نظرات کارشناسان رشته های مختلف و تک روی در رويکرد دولت نسبت به مسائل مختلف سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همه حاکي از اختلاف شديد دولت با گروهای خارج از بدنه و برخی مواقع مديران وابسته به بدنه بوده است. بی توجهی دولت در اين زمينه ها بيانگر خودمحوری و يا خودبنيادي رئيس دولت در اداره امور جامعه بوده است. کنار گذاشتن نزديک به ده وزير از کابينه که در طول تاريخ حکومت اسلامي ايران بي سابقه بوده است و کنار گذاشتن مديران و متخصصان و انحلال برخي از سازمان ها و نهاد هاي کارا و مفيد و (سازمان مديريت برنامه و بودجه) انتصاب برخي از افراد در سمت هاي غير تخصصي تنها گوشه اي از مديريت خويشاوندي و دوستانه ي محمود احمدي نژاد بوده است. در بعد علمي نيز دولت بارها اعلام مي نمود که با ابتکار و نوع آوري دانشمندان جوان به دستاوردي جديد دست يافته است. اما بعد از مدتي بدون آن که آن را به عموم مردم ارائه بدهد و نشان دهد که چيزي توليد کرده است، تنها به وعده ها و شعارپردازي مي پرداخت. گويي اين دولت عاشق شعار پردازي و هيجان و هياهوست. هميشه و در هر جايي که مديران دولتي براي سخنراني حاضر مي شدند از پيشرفت چشمگير در زمينه هاي مختلف صحبت مي کردند که مردم هرگز از آن بهره مند نشدند. با اعلام دولت مبني بر اجراي بالاي 60 درصدي مصوبات سفرهاي دور اول استاني در اکثر استان ها، در حالي که وضعيت و معيشت مردم هر روز نسبت به قبل تحت فشار هاي مختلف آسيب پذير تر مي شده، موجب تعجب و اعتراض رسانه ها و مردم شد و اين امرباعث گرديد تا در اذهان نسبت به دولت ديدگاهي حاکي از ناکارآمدي پديد آيد.
در بعد فرهنگي با وضع سانسور شديد نسبت به نشر کتب و مطبوعات و توليد و توزيع فيلم ها و اعمال محدوديت براي رسانه هاي منتقد و غير خودي، وضعيتي بوجود آمد که اعتراض اغلب فرهنگ دوستان و انديشمندان عرصه ي فرهنگ و اجتماع را باعث گرديده است. بسته شدن سريالي مجلات و روزنامه هاي مختلف از جمله هم ميهن، شرق، مدرسه، دنياي تصوير، زنان و… نشانه يک جانبه گرايي و برخورد حذفي با منتقدين و مخالفين برنامه هاي دولت بوده است. محدوديت و اعمال سليقه در ارائه مجوز براي توليد و اکران برخي از فيلم ها که رويکرد و نگاهي متفاوت با بدنه قدرت داشته اند(مثل سنتوري که موجب آسيب جدي به کارگردان نامي کشورمان شد) و برخورد شديد با دگر انديشان و منتقدين دانشجو و دانشگاهي، از جمله صدور احکام انضباطي گوناگون، اخراج اساتيد مختلف، طرح دانشجويان ستاره دار، برخورد با فعالين سياسي، اجتماعي، فرهنگي وهمچنين برخورد با معترضين صنفي و سنديکاها و اصناف (کارگران ومعلمان) از جمله نتايج عملکرد و مديريت دولت نهم در تعامل با مسائل مختلف جامعه در طول عمر خود تا کنون بوده است که مدام صداي اعتراض آميز روشنفکران و دگر انديشان و فعالين عرصه ي مطبوعات و فرهنگ و سياست و اجتماع و اقتصاد را به همراه داشته است.
اما آيا محمود احمدي نژاد مي داند که مردم ايران در چه وضعيتي قرار دارند يا نه؟ بايد از شخص او پرسيد که احتمالا جواب خواهد داد ما در بهترين وضع موجود قرار داريم. همچنان که به تازگي گفته است: ايران قدرت اول جهاني است. ما در پی تغيير مديريت جهان هستيم. زيرا مديريت جهان در دست افراد ظالم و فاسد قرار دارد.
برچسبها: Add new tag, جامعه، سیاست، دولت، نقد و بررس
می 3, 2008 در t 8:44 ق.ظ
با سلام
نقدت را خواندم ولی حرف شما را تحت تاثیر تبلیغات می بینم…
به اطراف خود نگاه کن…
آیا کسی را می بینی که وضع مالی اش از ۳ سال پیش بدتر شده باشد؟
امیدوارم واقع بینانه به حرف من فکر کنی…
شاد و موفق باشید…
ژوئن 8, 2008 در t 8:02 ب.ظ
salam
rastesh man adat nadaram dorogh begam man matlabeto chand khat on ham jasto .
.gorikhte khondam
.nazar ham k dadam ghabelleto nadasht
.man zoram az solombe gholombe hamon matalebe syasye ke neveshty
ghablan yadam nist chie matalebi neveshte bodi/
khob maloome ke kasio nadidam ke ta hala zamin nakhorde bashe akhe momken nist che fiziki che ravani.
man yadam nist ke matlabam tamaskhor amiz bod ya na vali haminjori neveshtam.
hala u mikhay be khodet begiri begir nemikhay nagir.
sherat ham 1 jay be namayesh bezar ta ghodrate ehsasaseto dark koni be nafete.
man zoram az hamsaye hamon hamsaye bod yani khoshhal mishodam dar kenare ensanhay chon shoma zendegi konam .
bayad balaye 25 sal dashtebashi chon in nzary k dadi kheili pokhte hast.
age khanom nisty hatman dokhtary na?
shokhi kardam tablo shodi ke pesari kheili jedi mohtat pokhte nazar dadi
mostafa 21 teh daneshjo hamedan
see you god bye