اعتماد به خويشتن و مقايسه و تقليد از ديگران

By علي باقري

 آيا در زندگي بيشتر به  خود متکي هستيد و از اعتماد به نفس بالايي برخوردار هستيد؟يا نه اينکه بيشتر راه و روش و طريق و سلوک زندگي خود را بر پايه و اساس کارهاي ديگران استوار مي کنيد و از ديگران الگو برداري مي کنيد. در دنياي بر هياهوي انسانها مقايسه و تقليد از ديگران در زندگي موضوع بسيار مهمي است. آيا دست زدن به تقليد و مقايسه کار درستي است ؟ تا چه حد بايد اين کار را کرد و چگونه بايد از آن به نحو درستي استفاده کرد. بعضي از انسانها بي توجه به ويژگي هاي دروني خويش تنها بر اساس مشخصه ها و موفقيت هاي ديگران و به طور کلي با مقايسه کردن خود با آنها مسير زندگي خود را و موفقيت هاي خويش را مورد ارزيابي قرار مي دهند. اما به راستي آيا تا به حال در اعماق درياي ژرف وجود خود تفکر نموده ايد. آيا تا به حال به سرزمين وسيع و بي پهناي درون خود سفر کرده ايد. آيا وسعت بي کران و طبيعت و گلستان زيباي خود را ديده ايد؟

همه انسانها داراي قدرت خلاقيت و ابتکار فراواني هستند و به اندازه تمامي انسانها راههاي متفاوتي براي کسب موفقيت در زندگي وجود دارد. اما آيا همان قدري که ما زمان صرف مقايسه و تقليد از ديگران مي کنيم آيا همان مدت زمان نيز صرف شناختن دنياي درون خويش کرده ايم. هيچ وقت گمان مکن که کسي بجز تو بتواند بر اسرار بي کران دنياي درون تو و حقيقت تو بي ببرد و هيچ وقت مپندار که بجز تو کسي بتواند راه درست زندگي کردن را به تو بياموزد. کساني که بيش از حد دست به مقايسه کارها و ويژگي هاي خود با ديگران مي زنند و در طول زندگي هميشه به پردازش خود با افراد ديگر مشغول هستند در زندگي دچار نوعي از خود بيگانگي شده اند و خويش را فراموش کرده اند. در واقع بجاي آنکه به درون اسرارآميز و شگرف خود سير و سفر کنند، مدام شخصيت خود را با اشخاص ديگر مقايسه مي کنند که کاري است بس خطرناک و اشتباه. خطرناک از آن جهت که باعث مي شود که انسان داراي اساس و بنيان زندگي محکم و استواري نباشد و با هر بادي ستون زندگي آنها بلرزد و در هم بريزد.

يعني کسي که بنيان زندگي اش براساس کارهاي ديگران استوار است ممکن است، هنگامي که شخص مورد نظر دچار شکست شود، اين فرد نيز با تاثير پذيرفتن از او دچار شکست و انحطاط شود. در حالي که اگر خود با توجه به استعداد ها و تواناي هاي خود آن مسير را ادامه مي داد ميتوانست موفق شود. چون ممکن است که او داراي آن قوه و نيرو براي پيشرفت در آن زمينه بوده است. اما از ان جهت اشتباه است که باعث فراموشي دنياي دروني و ويژگي هاي بارز وبا لقوه فرد مي شود و فرد دچار حقارت نفس و ذلت و خواري مي شود. کسي که به خويش اعتماد ندارد و دچار نوعي خود کم بيني است، بيش از همه افراد ديگر خود را با ديگران مقايسه مي کند. آنان بي خبر از دنياي درون خويش دچار نوعي ذلت نفس در مقابل عزت نفس شده اند. خود را حقير و زبون مي پندارند و فکر مي کنند که به تنهايي از عهده هيچ کاري برنمي آيند و قادر به انجام هيچ کاري نيستند و تنها از راه مقايسه خويش با ديگران مسير زندگي خود را تعيين مي کنند. اما به راستي اگر کسي نبود که ما خود را با ان مقايسه کنيم چه بايد کرد. کساني نيز با توجه به سنت ها و آيين ها و آداب و رسوم تنها کار خود را تبعيت و پيروي از همان قوانين گذشته که ميراث افراد ديگر که در گذشته مي زيسته اند مي دانند. دچار يک زندگي يکنواخت و خشکي هستند و براي انجام هر کاري بدون توجه به خويشتن و دنياي دروني خود به زندگي ديگران  نظرات و سبک زندگي آنها رجوع مي کنند و تنها سبک زندگي آنها را بکار مي گيرند. نمي خواهم بگويم که در زندگي نبايد از ديگران يا از سرگذشت آنها درس و تجربه آموخت نه به هيچ وجه مقصودم اين نيست. اما مي خواهم بگويم بجاي آنکه طرق زندگي کردن ديگران را مبناي زندگي خود قرار بدهيم و از دنياي عظيم و بر شکوه خويش دور شويم بياييم خويشتن خويش را بشناسيم، اينکه چه کسي هستيم؟ چه چيزهاي داريم؟ چه کارهاي مي توانيم انجام دهيم؟ چه چيزهاي مي خواهيم ؟ و در بي چه چيزي هستيم؟ اما اگر اين کار را انجام ندهيم و جوابي براي آنها پيدا نکنيم و تنها در گرداب مقايسه و تقليد غوطه ور شويم آنگاه است که هيچ لذتي از زندگي نخواهيم برد و با هر بادي مي لرزيم و در هم شکسته مي شويم.

تا چه حد به اسرار و رموز دروني خويش آگاه هستيد؟ چقدر به توانايها و خواسته هاي خود انديشيده اند. تلنگري بزن خودت را ! سفري كن به اعماق اقيانوس ژرف و بيکران خويش و اراده و نيروي درون خود را بشناس و بكار بينداز. .

برچسب‌ها:

پاسخ دهید