فرزندان كيهان به دنبال انصاف

 دردومـين شماره ی نشريه ی 16 آذر وابسته به گروه نوپای دانشگاه س و ب که خود را انجمن اسلامی مستقل می نامند, مطالبی با عناوين «احزاب گمشده ی خود را در دانشگاه پيدا نخواهند کرد, دانشگاه خانه احزاب نيست» و «نامه سرگشاده ی نشريات انجمن اسلامی مستقل به بيانه ی کذب و ناشايست دفتر تحکيم وحدت انجمن های اسلامی دانشجويان دانشگاه س و ب» چاپ و در سطح دانشگاه س و ب منتشر شد که با سوء گيري هاي خاص و تخريب، توهين، تحريف و نسبت دادن اتهامات نابجا و كذبي به افراد و گروه هايي همراه بوده است.

دست اندركاران اين نشريه كه لقب استقلال، انتقاد، عدالتخواهي و آرمانگرايي را نيز به خود داده اند، در سرمقاله ي خويش تحت عنوان «احزاب گمشده ي خود را …» در عقبگردي چند ماهه با اشاره به حضور آقاي تاج زاده يكي از چهره هاي جبهه مشاركت در زاهدان، آمدن ايشان را به خاطر برنامه هاي انتخاباتي و جلب آراي مردم با استفاده از وعده هاي پوچ و تكرار همان خاطرات گذشته دانسته و در ادامه ذكر شده است كه «برخي اساتيد و دانشجويان نيز در اين حلقه گرد آمدند و حتي به انعكاس گفتگوها و رايزني هاي خود نيز پرداختند، در حالي كه حضور اعضاي تشكل ها ي دانشجويي در احزاب امري ناپسند و خارج از تعهد اجتماعي تشكل ها مبني بر جدايي سياست از اجتماع و احزاب از تشكل هاي دانشجويي است.»

اينكه اهالي نشريه 16 آذر مخالف حضور تاج زاده در زاهدان و داشتن اين چنين برنامه ها و سخنراني بوده و هستند، مسئله ذهن نگارنده نيست و حتي براي ذهن نگارنده مخالفت نكردن آن ها امري غير طبيعي مي نمايد و اگر انتظاري ديگر از اين گروه داشته باشيم غير طبيعي و خارج از معمول است. زيرا به واقع تاج زاده يك اصلاح طلب و يا به قول خودشان يك دوم خردادي است و اين گروه اصول گرا و البته به قولي مستقل و منتقد!!

اما در رابطه با اينكه چرا برخي از اساتيد و دانشجويان در اين حلقه يا به قول دوستان در محفل احزاب حضور پيدا كردند و حتي به انعكاس ديدگاه ها و رايزني هاي خود پرداختند. براي نگارنده سوالاتي پيش آمده كه مايلم از حضور اين گروه بپرسم؛1

). مگر آنجا چه جلسه اي بود؟ (نماينده شما چه مي خواست؟)

2). آيا افرادي كه در آن جلسه بودند قصد براندازي نظام و چيدن توطئه اي برعليه امنيت نظام و مقدسات و… داشتند؟ يا مي خواستند كاري غير شرعي انجام دهند؟ (نماينده شما چه مي كرد؟)

3).چه كسي گفته نبايد در يك جامعه بين اساتيد و دانشجويان و ديگر افراد و نهادهاي مدني، سياسي، فرهنگي و … ارتباط وجود داشته باشد كه شماها قانون جدايي دانشگاهيان از ديگر نهادهاي جامعه را وضع مي كنيد و امر مشاركت دانشگاهيان در سرنوشت خويش و جامعه خود را تصميمي ناپسند و نكوهيده و برخلاف تعهد اجتماعي دانشگاهيان به حساب مي آوريد؟ (آيا نماينده ي شما دانشجو نبوده است؟ او كه حتي با همين آقاي تاج زاده و به قول شما فرد حزبي مصاحبه نيز كرده است.)

4). چه كسي گفته كه تشكل هاي دانشجويي تعهد (اجتماعي) داده اند كه سياست از اجتماع جدا است و احزاب از تشكل هاي دانشجويي؟ مگر در اساسنامه هاي تشكل هاي دانشجويي واحد سياسي به منظور انجام فعاليت هاي سياسي و مشاركت در امور سياسي جامعه گنجانده نشده است؟ چه كسي گفته است كه تشكل هاي دانشجويي نبايد رويكر و كاركرد سياسي داشته باشند؟ آيا بسج دانشجويي(دفتر حزب بسيج)، جامعه اسلامي (محو شده) و حتي كانون قرآن و كانون فرهنگي و ديگر تشكل ها فعاليت سياسي نمي كنند؟

 چه كسي گفته كه دانشجو و استاد دانشگاه نبايد فعاليت سياسي داشته باشد؟ آن هم در جامعه اي كه غذا خوردن و راه رفتن دانشجو و  صداي اعتراض او به حقوق طبيعي از دست رفته و مطالبه حقوقش از جانب مسئولان نظام، سياسي نگريسته مي شود و برخورد سياسي، امنيتي با آن مي شود؟! اين ديدگاه كه  رويكرد و كاركرد سياسي داشتن را براي دانشگاهيان و تشكل هاي دانشجويي (مغاير با فعاليت هاي خودشان) نكوهيده و نامتناسب مي داند و آن ها را از اين نوع فعاليت ها منع مي كند. بنابراين، آيا اين ديدگاه مي تواند توضيح بدهد كه مسئولان سياسي آينده جامعه از چه جايي بر مي آيند؟ درچه جاهايي پرورش پيدا مي كنند؟ خوب اگر دانشجو نبايد فعاليت سياسي داشته باشد لابد يك مكان ديگر ي براي تربيت سياستمداران آينده مملكت بايد وجود داشته باشد تا جامعه نيروهاي سياسي خود را بتواند از آن جا تامين كند، آيا اين نهادها يا اين مكان حوزه هاي ديني و مذهبي است. يا اگر نيست، پس اين مكتب كه امر به منع فعاليت سياسي براي دانشگاهيان كرده است، جايي را براي آموزش و يادگيري آداب و فنون سياست به افراد علاقه مند به اين علم ارائه دهد تا همگان بتوانند به اين امر مهم، طبق علائق خويش بپردازند.     به نظر مي رسد كه گفته هاي اين دوستان تنها از روي غرض و مخالفت كردن با حضور افراد ديگر در صحنه هاي سياسي، اجتماعي و … جامعه باشد. (ويژگي خاص افراد و حكومت هاي مستبد و تماميت خواه)چه كسي گفته كه انعكاس گفتگو ها و تبادل افكار بد است؟ چه كسي گفته كه گفتمان بد است؟ مگر خود شماها دم از گفتمان نمي زنيد؟ پس چرا خود رطب مي خوريد و منع رطب مي كنيد؟ آيا بر همين اساس نبوده كه گفتگوي تمدن ها را از صفحات كتب درسي پاك كرده ايد؟ ( و البته صاحب غير خودي بودن اين ايده نيز مزيد بر علت …)

در حالي كه امروزه مسئولان نظام همه دم از گفتمان هاي جهاني مي زنند و دنيا را با شعار هاي صلح و برابري و مهرورزي و عدالت خود به چالش كشانيده اند چه مي شود كه در دانشگاه سيستان و بلوچستان عده اي كه پيرو مكتب و سردمداران شعار هاي گفتمان  وصلح جهاني هستند، شركت چند دانشجو و استاد در يك محفل سخنراني و تبادل نظر را امري ناپسند مي شمارند؟ در حالي كه جامعه نيازمند تبادل افكار و اطلاعات و انديشه ها است و در اين راستا احترام گذشتن به همه عقايد و مكتب ها و مسلك ها به نفع جامعه است و بها دادن و ايجاد فضاي باز و انعكاس ديگاه هاي تمامي آن ها به رشد جامعه كمك مي كند، چگونه است كه گروه هاي منتقد و عدالتخواه و مستقل دانشگاه سيستان و بلوچستان، مشاركت دانشجويان و اساتيد در امور جامعه را امري مذموم مي داند. ( البته در دولت نهم اين امر ديگر نهادينه شده كه غيرخودي ها هيچ حق مشاركتي در  امورات جامعه ندارند).

نه! عدالتخواهي و منتقد و مستقل خواندن خويش صرفا مصادف با اين همه نيست. آيا اگر عدالت خواه باشي نبايد عدالت ورز نيز بود؟ پس كو عدالت؟ (براي من هنوز روشن نشده كه نماينده اين گروه در آن جلسه چه مي خواست و چرا با تاج زاده مصاحبه كرد؟ آيا قصد امر به معروف دانشجويان و اساتيد يا ديگر حضار را داشته و مي خواست رفتار ناپسند و اشتباه آن ها را اصلاح كند؟ ….)خوب اگر شماها دوست نداريد يا نمي خواهيد كه فعاليت سياسي داشته باشيد (برخلاف عقايد خود) كسي هم شما را به زور دعوت به اين گونه فعاليت ها و انجام اين امورات نكرده، اما هيچ وقت نيز به خود اجازه ندهيد كه براي ديگران راه و روش و هدف و آرمان زندگي كردن تعيين كنيد. چرا كه اين گونه عمل كردن جز به ضرر جامعه و آسيب رساندن به ديگر قشرها و طبقات جامعه نتيجه اي ديگر در بر نخواهد داشت.كجا نوشته يا چه مكتب بشري گفته كه سياست و اجتماع دو مقوله نامربوط به هم هستند و يك فرد نمي تواند هم در زمينه هاي اجتماعي و هم در زمينه هاي سياسي فعاليت نمايد؟ اگر هم كسي اين ديدگاه را دارد يا ارائه داده است تنها به قصد سركوب و خارج كردن حريف خويش از صحنه رقابت در جامعه از آن استفاده مي كند، نه به عنوان يك امر پسنديده و در شان اجتماع بشرعي.اين گروه كه تز جدايي سياست از اجتماع و دانشگاهيان را از سياست داده اند، (البته در حد يك نظر براي صاحب اين راي قابل احترام نيز است) آيا مي توانند واضح تر بگويند كه منظورشان از جدايي سياست و اجتماع چه بوده است؟ اگر اشتباه تايپي بوده كه مسئله اي ديگر است اما اگر به عنوان يك ايده و عقيده مطرح شده، مسئله اي ديگر پيش مي آيد كه مجالي ديگر مي طلبد.

 در ادامه نيز نقل قول هايي از فردي به نام «حسين نقاشي» ذكر شده كه در حد نظرات شخصي آن فرد قابل احترام است و ديگر هيچ.همچنين در اين يادداشت گفته شده كه «در دانشگاه زاهدان كه شاخه مدرن طيف علامه دفتر تحكيم وحدت حضور دارد برخلاف تعهد تشكل ها و نشريات دانشجويي شاهد بوديم كه نشريات گوي سبقت را از يك ديگر در زمينه چانه زني با احزاب و انعكاس ديدگاه هاي آنان مي ربايند» گويا اين دوستان از كار تشكيلاتي و نشرياتي هيچ اطلاعي ندارند و نمي دانند كه تشكل ها به غير از تعهد دانشجو بودن، تعهد فعاليت سياسي، اجتماعي و … نيز دارند و گويا اين دوستان با فعاليت نشرياتي نيز آشنايي ندارند كه اين گونه سخن مي گويند. زيرا كه جملات منتشر شده از جانب اين دوستان يا از روي احساس و ناسنجيده گفته شده كه در اين صورت، درك اين دوستان و  داشتن بينش و اطلاعات نشرياتي و مطبوعاتي و ديگر فعاليت هاي آن ها را مي رساند يا از روي عمد و به قصد سركوب و تخريب ديگران گفته شده كه در اين صورت نشانگر كينه ورزي آنها است كه البته پرداختن به آن ها نيز ارزشي ندارد.

در ادامه آورده شده كه «نشريه به اصطلاح مستقل پنجره (كه انجمني نيست اما انجمني ها را دوست دارد) مصاحبه اختصاصي با تاج زاده در دستور كار خود قرار داد و انجمن اسلامي ناگهان چنان تمكن مالي پيدا كرد كه توانست نشريه كاغذ اخبار را در چهار صفحه A3 و به قطع روزنامه اي بدون استفاده از امكانات چاپي دانشگاه در بياورد.»خوب اينكه انجمن اسلامي نشريه كاغذ اخبار را بدون استفاده از امكانات چاپي دانشگاه در مي آورد كه باعث غرور انجمن اسلامي است اما شما ها كه ادعاي استقلال مي كنيد بودجه شما از كجا تهيه مي شود. آيا از خود پرسيده ايد كه مستقل بودن به چه معنا است؟اما در اين كه نشريه پنجره كه اين گروه با كنايه آن را به اصطلاح مستقل مورد خطاب قرار داده اند، با آقاي تاج زاده مصاحبه اي انجام داده است، خود مدير مسئول محترم آن نشريه پاسخگو و به نگارنده مربوط نمي شود اما به عنوان كسي كه در اين زمينه فعاليت مي كنم، عمل مصاحبه انجام دادن يك نشريه دانشجويي با يك فرد شناخته شده در عرصه فعاليت هاي سياسي كه مورد قبول جامعه (حداقل همان قشر دوم خردادي ها) نيز است نه تنها خارج از قانون نشرياتي نمي دانم بلكه در مسير درست آن نيز صورت گرفته شده است. (مگر نشريه 16 آذر با هيچ كسي مصاحبه نمي كند؟) امادر مورد اين كه نشريه پنجره انجمني ها را دوست دارد گويا اين گروه به سر و اسراي در بين انجمن ي ها و نشريه پنجره پي برده اند كه برخلاف بديهيات و امور معمول و شايد غير شرعي جامعه باشد. مگر ارتباط چند فعال دانشجويي و همكاري آنها در برخي از زمينه كاري غير عادي به نظر مي رسد؟ كجاي اين ارتباطات و همكاري ها از جانب اين دوستان مسئله دار است ما نمي دانيم!؟ درست است كه نشريه پنجره انجمني نيست اما اين دال بر اين نمي شود كه مسئولان آن با ديگر افراد ارتباط نداشته و همكاري نكنند.

اما در مورد تمكن مالي انجمن ها و ارتقاء سطح نشريه كاغذ اخبار و افزايش ناگهاني توان مالي انجمني ها؛ گويا ذهن اين گروه آنچنان خوشبين بوده كه به همين راحتي از جيب تاج زاده در آورده و به ا نجمني ها و كاغذ اخبار بخشيده!؟ (مرحبا به اين بخشندگي) واقعا جاي بسي تاسف دارد (البته براي بار اول نيست) كه اين چنين افتراهاي ناروايي را نثار انجمن ها و اعضاي آن مي كنند. از قصه عمو سام گرفته تا شستشو دادن مغز هاي آن ها و وابسته بودن به راديوهاي بيگانه، رفتن به آن ور آب و پياده نظام و لشكر آمريكا و اسرائيل بودن و ده ها توهين و افتراي كذب ديگر كه هميشه از جانب اين گروه ها به جنبش دانشجويي و فعالين عرصه هاي ديگر جامعه نسبت داده شده است.آيا اين كه شما ها از عهده انجام دادن برخي كارها به دليل نداشتن تجارب و آگاهي و اطلاعات ناتوانيد، دليل بر آن مي شود كه ديگران را به زير رگبار اتهامات  دروغين ببنديد.اگر شما از در آوردن يك نشريه مطلوب عاجز و درمانده هستيد چرا ديگران را محكوم به اتهامات بي پايه و اساس مي كنيد؟ شما ها بر چه اساسي، بر پايه داشتن چه اطلاعات و منبعي حضور تاج زاده در زاهدان و مصاحبه نشريه كاغذ اخبار با ايشان را دليل افزايش توان مالي انجمن و تغيير و تحول نشريه كاغذ اخبار مي دانيد؟ آيا اين ناشي از بدبيني، كوته فكري، كينه ورزي و … نيست؟ آيا شما ها اطلاع داريد كه اعضاي انجمن گاهي با هزينه ي شخصي خود كاغذ اخبار را چاپ و به كمترين قيمت در اختيار دانشجويان مي گذارند.شما مي دانيد كه بودجه ي انجمن از كجا تهيه مي شود.

 مي خواهيد ميزان هزينه هاي و درآمد هاي دو طرف را با هم ديگر مقايسه و بررسي كنيم تا دانشجويان بدانند و بفهمند كه چه كسي و از كجا بودجه مي گيرد؟ و فرق مستقل و وابسته بودن چيست؟حال اگر برخي با تلاش و كوشش خود و بدون وابستگي به جايي يا شخص خاصي نشريه اي را اين گونه در اختيار دانشجويان مي گذارند، شما ها بر چه اساس و با چه معياري آن ها را اين چنين آماج اتهامات ناروا مي كنيد؟ آيا اين نهايت بي انصافي و كينه ورزي نيست؟

امروزه همه مي دانند كه چه كسي وابسته است و چه كسي نيست، چه كسي بودجه دارد و تحت حمايت چه كساني است و همه مي دانند كه از بالا چه كساني حمايت و چه كساني سركوب مي شوند. شما ها كه كيهان وار قلم بر مي داريد و كيهان وار اتهام مي زنيد و شايعه پراكني مي كنيد، آيا از خود پرسيده ايد تا كي مي توانيد اين گونه شعار عدالتخواهي سر بدهيد اما هيچ وقت عدالت نورزيد؟اما درمورد نامه سرگشاده نشريه اين گروه تتنها به ذكر اين نكته بسنده مي كنم كه هيچ كسي در آنچنان جايگاهي قرار ندارد كه بخواهد براي ديگران تعيين تكليف كند و به ديگران بگويد كه اين كار چون مطابق ميل من نيست بد است و آن كار چون مطابق با ميل من است خوب است. زيرا كه برخلاف خواست و اراده ي ديگران برايشان قانون و راه و روش وضع كردن كاري است كه آسيب رسان به مردم و جامعه و مسلما اراده عمومي نيز آن را برنخواهد تابيد بلكه تنها جامعه را دچار تنش و بحران مي كند.بنابراين شماها فكر نكنيد كه با فشار آوردن به جنبش هاي جامعه و غوغا و سوداگر، سياستمدارن ناسالم و جنگ آور و آشوبگر مخاطب قرار دادن آن ها مي توانيد انديشه و آزادي و خواست ديگران را سركوب و عقايد غيرخودي را به محاق فرو بريد. اگر به دنبال انصاف مي گرديد در رفتار و گفتار متناقض و در افتراها و دروغ ها و اتهامات بي پايه و اساسي كه همچون سردمدار خويش كيهان به ديگران نسبت مي دهيد بيابيد و لاغير.   

برچسب‌ها:

يك پاسخ برايش بگذاريد